موش گرفتگی

دیروز یادم رفت اینو تعریف کنم. 5شنبه که اومدم سرکار یکی از بچه ها سیستمش خراب بود چند دقیقه ای اومد از سیستم من استفاده کنه منم رفتم رو صندلی کناری و صندلی جلال و جبروتم رو برای چند لحظه ای بهش تقدیم کردم. که یهو دیدم جایی که دستش رو میزه و داره با موس کار میکنه یه چیزی وول خورد...بله یه موش ناز خاکستری کوچولو با گوشای گنده اومده بود رو میزم لابد دنبال دفتر مشقش میگشت !!عینک

شانس آوردم که اون لحظه من جای آقای همکار نبودم و گرنه غش و اینا لابد میشد

یکی 2 بار دیگه هم موشه اومد و رفت ماهم مسیرشو پیدا کردیم و مسدود کردیم که دیگه فوضولی نکنه.همکار رفت که تله موش یا چسب موش بگیره بیاد موش کوچولو رو منهدم کنه ولی من نذاشتم.حیوون بیچاره چه گناهی کرده مگه

حالا لونشو پیدا کردم صبح به صبح براش بیسکوییت ساقه طلایی میذارم که هم اون فسقلی یه چیزی بخوره هم یه وقت نیاد تو دست و ای من سکتم بده والااااا کلی آرزو دارم نمیتونم حالا حالا ها دچار موش گرفتگی بشم

/ 0 نظر / 13 بازدید